محل تبلیغات شما



این دیالوگهای تکراری این قصه های مکرر تا کجا    تاکی باید غرورم را پنهان کنم               حالم ازجهل از بهم می خورد 

من عاشقممممم عاشق علمم عاشق پسرم 

واییییییییییییییییییییی خدایا ببین داشته هایم را نمی بینند و هرکس و ناکسی در زمان کوتاهی تمام بنای ساخته شده به قیمت جانم و شیرین ترین روزهای زندگی من را بهم می ریزد واییی 


بی پولی        واژه ای است که این روزها بطور واضح شنیده می شود و من هم در این وادی گیر افتاده ام 

اما مگر می شود کسی یا چیزی در برابر خواسته های من مقاومت کند فرش های قدیمی را در دیوار فروختم تمام وسایل اضافه صاحب خانه را که با خود نبرده بود ،لباس نامزدی و چند جفت از کفش های مغازه را حالا خانه ما بلطف همین کارها زیبا شده 

فرشی که برای آن باید کلی پول میدادم مستقیم از کارخانه خریدم و صاحب کارخانه که قصه کارگاه بازی من را شنید انقدر خوشش امد که کرایه حمل بار را هم خودش داد بقیه وسایل را همین طور و حالا بعد از این نوشته با رنگ های مولتی سورفیس می افتم به جان وسایل و اسباب ها     زنی که هیچ گاه از زندگی شکست نمی خورد ش.س.م


باورکردن اتفاقاتی که درحال وقوع است سخت و دردناک است چه باور محالی بود که آینده از امروز زیباتر خواهد بوددکتر امروز تاکید کرد با ادامه این وضع ریه هاش بزودی دچار آسم می شه و حالا نمی فهمم چرا نمی فهمه چرا سعی می کنه خوشبختی از ما بگیره من که دارم با بدتر شدن شرایط مالی هم سرپا می ایستم چقدرخودخواهی ح ص


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بهزاد دودانگه فروش لوازم شخصی و مراقبت شخصی